ايمان به حوادث پس از مرگ
لازمة ایمان به روز آخرت این است که انسان به همه حوادثی که پس از مرگ بوقوع میپیوندد یقین داشته باشدمانند:الف) آزمایش قبر: یعنی همان سؤالهایی که از میت، بعد از دفنش پرسیده میشوند که پروردگارت کیست؟ دینت چیست؟ و پیامبرت چه کسی است؟ پس کسی که ایمان داشته است، ثابتقدم میماند و میگوید: پروردگارم، الله و دینم اسلام و پیامبرم محمد(ص) است. ولی کسانی که در دنیا به خود ستم کردهاند، گمراه میشوند و نمیتوانند جواب دهند. کافر میگوید: وای بر من! وای بر من! نمیدانم. و فرد منافق و یا کسی که در ایمانش شک داشته است، میگوید: نمیدانم شنیدم که مردم حرفهایی میزدند، من هم آنها را تکرار میکردم. ب) عذاب قبر و نعمتهای آن عذاب قبر، شامل حال منافقان و کفار میشود. خداوند متعال میفرماید: ) ((انعام / 93) «و اگر ستمکاران را مشاهده کنی در آن هنگام که در سختیهای مرگ به سر میبرند و فرشتگان، دستهایشان را بسوی آنان، دراز کردهاند و به آنان میگویند: اگر میتوانید خود را نجات دهید. اکنون بخاطر دروغهایی که به خدا نسبت میدادید و متکبرانه از آیاتش، سرپیچی میکردید، با عذاب خوارکنندهای جزا داده میشوید». همچنین خداوند دربارة آلفرعون میفرماید: ) ((غافر / 46) «آنان صبح و شام به آتش دوزخ، عرضه میشوند و اما روزی که قیامت برپا میشود، خدا به فرشتگان دستور میدهد که آنها را به شدیدترین عذاب، گرفتار کنید». در صحیح مسلم آمده است که زید بن ثابت میگوید: نبیاکرم(ص) فرمود: «فلؤلا أن لا تدافنوا لدعوت الله أن یسمعکم من عذاب القبر الّذی أسمع منه ثمّ أقبل علینا بوجهه فقال تعوّذوا بالله من عذاب النار قالوا نعوذ بالله من عذاب النار فقال تعوّذوا بالله من عذاب القبر قالوا نعوذ بالله من عذاب القبر قال تعوّذوا بالله من الفتن ما ظهر منها و ما بطن قالوا نعوذ بالله من الفتن ما ظهر منها و ما بطن قال تعوّذوا بالله من فتنة الدّجّال قالوا نعوذ بالله من فتنة الدّجّال». «اگر بیم آن نمیرفت که یکدیگر را دفن نکنید، از خداوند میخواستم تا به شما بخشی از عذاب قبر را که من میشنوم، بشنواند. سپس رو به مردم کرد و فرمود: از عذاب جهنم به خدا پناه ببرید. صحابه گفتند: از عذاب جهنم به خدا پناه میبریم. بعد از آن فرمود: از عذاب قبر به خدا پناه ببرید. صحابه گفتند: از عذاب قبر به خدا پناه میبریم. سپس فرمود: از فتنههای آشکار و پنهان به خدا پناه ببرید. صحابه گفتند: از فتنههای آشکار و پنهان به خدا پناه میبریم. آنگاه فرمود: از فتنة دجال به خدا پناه ببرید. صحابه گفتند: از فتنة دجال به خدا پناه میبریم؟ اما نعمتهای قبر، شامل حال مؤمنان راستین میشود. خداوند متعال میفرماید: ) ¨ ((فصلت / 30) «کسانی که میگویند: پروردگار ما تنها الله است. و سپس استقامت میکنند، ـ در واپسین لحظات زندگی، فرشتگان نزد آنان میآیند ـ و به آنان میگویند: که نترسید و غمگین نباشید و شما را بشارت باد به بهشتی که به شما وعده داده میشد». در جایی دیگر خداوند متعال میفرماید: ) ((واقعه / 83-89) تا آخر سوره. «پس چرا هنگامی که جان به حلقوم میرسد و شما در آن وقت، نگاه میکنید و ما از شما به او نزدیکتریم ولی شما نمیبینید. اگر شما مطیع فرمان نمیباشید. پس چرا نمیتوانید روح را بازگردانید اگر شما راست میگویید؟ و اما اگر آن شخص از افراد مقرب باشد، در آسایش و گلهای خوشبوی و نعمتهای بهشت سر میبرد...».براء بن عازبt میگوید: نبیاکرم(ص) دربارة مؤمنی که به فرشتگان در قبرش، جواب صحیح میدهد، فرمود: «فینادی مناد فی السّماء أنّ صدق عبدی فأفرشوه من الجنّة و ألبسوه من الجنّة وافتحوا له بابا إلی الجنّة قال فیأتیه من روحها و طیبها و یفسح له قبره مدّ بصره». به روایت احمد و ابوداود در حدیثی طولانی. «ندا دهندهای از آسمان ندا میدهد که بندهام راست گفت. پس از فرشهای بهشت برایش پهن کنید و از لباسهای بهشت، او را بپوشانید و دروازهای از بهشت برایش باز کنید». ثمرات ایمان به روز قیامت 1- باعث رغبت به انجام کارهای نیک به امید پاداش در آن روز میشود. 2- مردم از معصیت و نافرمانی خداوند از ترس سزای آن روز پرهیز میکنند. 3- مؤمن چون به نعمتها و پاداش آخرت امیدوار است بخاطر از دست دادن امر دنیوی، ناراحت نمیشود. قابل یادآوری است که کفار، برانگیختهشدن بعد از مرگ را به این گمان که امری غیرممکن است، انکار میکنند. باید گفت که این، گمان باطلی است. و دین، تجربه و عقل بر بطلان آن دلالت دارند. اما از نظر شرع باید گفت که خداوند متعال میفرماید: ) ( (تغابن / 7) «کافران میپندارند که هرگز برانگیخته نخواهند گردید. بگو: ، به پروردگارم شوگند که برانگیخته شده و سپس از کارهایتان، مطلع خواهید شد. و این کار برای خدا آسان است». همچنین همة کتابهای آسمانی بر وجود قیامت و زندهشدن پس از مرگ، اتفاقنظر دارند. از طرف دیگر خداوند عزوجل زنده کرن مردهها را در این دنیا با تجربه به اثبات رسانده و به بندگانش نشان داده است. چنانکه در سورة بقره پنج نمونه آمده شده است که عبارتند از: 1- هنگامی که قوم موسی(ع) به او گفتند: تا زمانی که خدا را آشکار نبینیم، هرگز به تو ایمان نمیآوریم، خداوند آنها را میراند و دوباره زنده گردانید. و در همین باره خداوند متعال خطاب به بنیاسرائیل میفرماید: ) ( (بقره / 55-56) «و بیاد آورید آن زمان را که گفتید: ای موسی! هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا زمانی که خداوند را آشکارا نبینیم. پس صاعقه آسمانی شما را فرا گرفت در حالی که میدیدید. سپس بعد از مرگ، شما را برانگیختیم تا سپاسگزاری کنید». 2- مقتولی که بنیاسراییل، در مورد او با یکدیگر اختلاف کردند. سرانجام، خداوند به آنان دستور داد تا گاوی، ذبح نمایند و قسمتی از آنرا به آن مقتول بزنند تا او قاتلش را به آنان معرفی کند. در این باره خداوند میفرماید: ) ( (بقره / 72-73) «و بیاد آورید آنگاه را که کسی را کشتید و درباره آن به نزاع برخاستید و خداوند آنچه را که پنهان میکردید، آشکار ساخت. پس گفتیم پارهای از گوشت گاو را به مرده بزنید (زنده میشود). خداوند مردگان را چنین زنده میکند و خود را به شما مینمایاند تا شاید دریابید». 3- هزاران نفر از یک قوم از ترس مرگ، سرزمینشان را رها کردند و فرار نمودند. خداوند آنان را میراند و دوباره زنده کرد. چنانکه در این باره میفرماید: ) ( (بقره / 243) «آیا داستان هزاران نفری را که از خانههایشان از ترس مرگ بیرون رفتند، نمیدانی؟ پس خداوند بدیشان گفت: بمیرید و سپس آنها را زنده کرد. بیگمان خداوند فضلش را شامل حال بندگان میسازد، ولیکن بیشتر مردم سپاسگزاری نمیکنند». 4- مردی از کنار روستایی گذشت که همه مردم آن، فوت کرده بودند. او وقتی که این روستا را دید، بعید دانست که خداوند دوباره آنرا زنده کند. لذا خداوند متعال به مدت صد سال او را میرانید و بعد از آن، دوباره زنده کرد. چنانکه در این باره میفرماید: ) ( (بقره / 259) «آیا از کسی که از کنار دهکدهای گذر کرد در حالی که سقف خانهها فروریخته بود (ویران شده بود) آگاهی داری؟ گفت: چگونه خدا این (اجساد متلاشی شده) مردم را پس از مرگ آنان زنده میکند؟ پس خدا صد سال او را میراند و سپس زندهاش گردانید و (به او) فرمود: چه مدت درنگ کردهای؟ گفت: (شاید) روزی یا قسمتی از یک روز. فرمود: (نه) بلکه صد سال درنگ کردهای. به خوردنی و نوشیدنیات نگاه کن که تغییر نکرده است. و به الاغ خود بنگر (که چگونه متلاشی شده است) تا تو را نشانهای برای مردم قرار دهیم. اکنون به استخوانها بنگر که چگونه آنها را برمیداریم و به هم پیوند میدهیم و سپس بر آنها گوشت میپوشانیم. هنگامی که (این حقایق) برایش آشکار شد، گفت: میدانم که خداوند بر هر چیزی توانا است». 5- هنگامی که ابراهیم خلیل(ع) از خداوند متعال خواست تا به او نشان دهد که چگونه مردگان را زنده میکند، حق تعالی به او دستور داد تا چهار پرنده را بکشد و قطعه قطعه نماید و بر کوههای اطرافش، پراکنده ساز و سپس آنها را فرا خواند. سرانجام قطعات مختلف آنان به یکدیگر چسبیدند و نزد ابراهیمu آمدند. خداوند متعال در این باره میفرماید: ) ( (بقره / 260) «و (بخاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من نشان بده که چگونه مردگان را زنده میکنی؟ فرمود: مگر ایمان نیاوردهای؟ گفت: چرا، ولی میخواهم اطمینان قلب پیدا کنم. فرمود: پس چهار تا از پرندگان را بگیر و آنها را به خود نزدیک گردان تا مشخصات آنها را بدانی. آنگاه آنها را ذبح کن و با هم در بیامیز. سپس بر سر هر کوهی قسمتی از آن را بگذار. بعد آنها را فراخوان. به سرعت بسوی تو خواهند آمد و بدان که خداوند چیره و با حکمت است». آنچه خواندید مثالهایی واقعی هستند که با تجربه به اثبات رسیدهاند. و دلایل روشنی بر زنده شدن مردگان هستند.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 12:30 توسط گروه معارف متوسطۀ دوم استان کردستان
|