اخلاق اجتماعی در سوره حجرات…٢٨

مسلمان برادر مسلمان است؛ نه بر او ظلم مي كند، نه او را رسوا مي سازد و نه به دشمن تسلیم اش می کند. برای هلاکت مسلمان همين شر کافی است كه برادر مسلمان اش را تحقير كند». (به روایت مسلم)

اخلاق اجتماعي، ضامن استحکام جامعه
هر جامعه برای برقراری ثبات و استقرار، نیاز به اصول و قوانیني اخلاقی دارد که شكستاندن آنها باعث پاره شدن نخی می‌گردد که افراد جامعه را بهم پیوسته است. از آنجاييكه اسلام در پی ساختن جامعه‌ ی الگو است تا انسانها در آن زندگي مطمئن داشته باشد، لذا قرآنكريم مجموعه‌ای از قواعد عالي اخلاقی را در زمینه وضع نموده و پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم هدف بعثت خود را تكميل همين مدارج علياي اخلاقي معرفي مي كند.

سورة حجرات پاره اي از همين اصول را بيان مي دارد. الله جل جلاله در اين سوره با کمال صراحت به مسلمانان مي گويد كه شيوة زندگي شما با سائر ملل فرق دارد، مسلمان باید نمونۀ اخلاق باشد، و جامعۀ اسلامی، نمادی از عدالت اجتماعي و احترام متقابل. خلاصة مفاهيم كه آيات متذكره بيان مي دارند اين است كه مسلمانان بايد داراي قلوب پاك، زبان هاي عفيف و اخلاق پسندیده باشند، از طريق برقراری صلح ميان هم، امنیت جامعه را تضمین کنند، فضاي برادري ايماني را بوجود آورند و از همه ي پستي هاي اخلاقي كه اين فضا را به چالش مي كشاند، دوري نمايند. اين هم تفصيل ارشادات رباني ي سوره:

- پرهيز از شايعه پراکنی و سخن چينی
ترجمه: «ای مؤمنان! اگر فاسقی برای شما خبری آورد، به ‌خوبی بررسی کنید تا مبادا ندانسته به گروهي آسیب برسانید و بدین ترتیب بر عمل خویش پشیمان شوید». (الحجرات: ٦)

دستور چنين است كه هرگاه خبري به شما برسد، قبل از پذيرفتن آن، در مورد صحت آن تحقيق نماييد. براي جلوگيري از كشمكش ها و بروز فتنه ميان افراد، خانواده‌ها و گروه ها، نبايد به سخنان و خبرهاي غير مؤثق ارزش قايل شد، بلكه بايد به شيوة مناسب منبع اصلي آنرا دريافت و موضوع را به شكل مسالمت آميز حل و فصل كرد. چنانچه بسا ديده شده است که بيشتر دشمني‌ها به سبب اعتماد كردن به خبرهاي دروغ و فتنه انگيز پديد مي آيند، كه سبب عكس العمل هاي عجولانه شده و زيان بزرگي را متوجه هر دو طرف می سازد و در نتيجه پشيماني را به بار مي آورد. از طرفی هم باید متوجه بود که سخن چینی اساسی‌ترین عامل قطع روابط و افروخته شدن آتش کینه ها است. به همين علت رسول اللهصلی الله علیه وسلممي فرمايد:«سخن‌چین به بهشت داخل نمی گردد». (البخاري)

- ميان مسلمان صلح برقرار نماييد
ترجمه: «و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر جنگیدند، میان شان صلح برقرار کنید. و اگر یکی از آنها، به دیگري تجاوز نمود، با گروه متجاوزبجنگید تا به حکم الله باز گردد». (الحجرات: ٩)

جنگ ميان مسلمانان از نظر الله جل جلاله حالت بسا ناپسندی است كه اصلا نبايد رخ دهد چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم مي فرمايد: «خون، مال و ناموس هر مسلمانی بر سایر مسلمانان حرام است.» (رواه مسلم) اما اگر احيانا میان جمعي از مومنان جنگي واقع شد، باز هم الله آنان را به حال خود رها نمی‌کند؛ بلکه به ساير مومنين مي گويد كه درين حال، نباید تماشاچی باشند بلكه بايد تمام تلاش شان را در راستاي حل منازعه خرج نمايند. بالاخره اگر همة كوشش هاي شان براي برقراري صلح ناكام شد، ببينند كه حق با چه طرفي است و آنگاه از كسي كه بر حق است حمايت نمايند و بر عليه متجاوزين بجنگند تا به حكم الله متعال تسليم گردند.

- مسلمانان با هم برادرند
«در حقيقت‌، مؤمنان‌ با هم‌ برادرند پس‌ ميان‌ برادران تان‌ صلح نماييد و از الله پروا داشته باشید تا مورد رحمت‌ قرار گيريد» (الحجرات:١٠

اين آيه رابطة برادري ايمان را ميان مسلمانان برقرار مي كند كه از اصول اجتماعي اسلام مي باشد. پيامبر نمونة اين برادري را در صدراسلام به مسلمانان آموختند، آنگاه كه سلمان فارسي، صهيب رومي، بلال حبشي، سرداران قريش، سادات انصار، صحرا نشينان و برده هاي آزاد شده همه در كنار هم در كمال محبت برادروار زندگي نمودند و نمونة فراموش نشدني از برادري و برابري تقديم كردند. رسول گرامي صلی الله علیه وسلم فرموده ‌اند: «مثال مومنان در دوستي، مهرباني و عطوفت ميان هم، بسان پیکري است که اگر عضوی از آن به درد آید، سایر اعضا با شب‌ بیداری و تب همراهی‌اش می‌کنند». (متفق عليه) همچنان فرمودند: «مسلمان برادر مسلمان است؛ نه بر او ظلم مي كند، نه او را رسوا مي سازد و نه به دشمن تسلیم اش می کند. برای هلاکت مسلمان همين شر کافی است كه برادر مسلمان خود را تحقير كند». (به روایت مسلم)

- پرهيز از تمسخر و عيبجويی ديگران
ترجمه: «ای مؤمنان! هیچ گروهی نباید گروه دیگری را مسخره کند؛ چه بسا (آناني که مسخره می‌شوند) از اینهاي (که مسخره می‌کنند) بهتر باشند. و زنان نیز نباید ديگر زنان را مسخره نمایند. چه‌بسا زنانی که به تمسخر گرفته می‌ شوند، از زنانی که مسخره‌ می‌کنند، بهتر باشند.و به عیب‌جویی از یکدیگر نپردازید وهمدیگر را با القاب زشت صدا نزنید. پس از ایمان آوردن، فسق نامي بدی است. و کسانیکه توبه نکنند، ستمکار اند»(الحجرات: ١١)

درينجا الله متعال اسبابي را كه منشأ اختلافات مي باشد، بيان مي نمايد.
اعمالي زشتي چون تمسخر، طعنه زدن، عيب جوئي كردن و ديگران را به القاب و نام هاي بد ياد كردن. بسيار ديده شده كه به سبب همين اعمال زشت، كشمكش هاي بزرگي بروز کرده است.

انواع تمسخر:

مراد از مسخره كردن، فقط به استهزاء گرفتن با زبان نيست بلكه ادا درآوردن، تقليد صدا و راه رفتن كسي، خنديدن و اشاره كردن به سخن كسي، تقلید نحوه كار كردن كسي، پوزخند به سر و صورت و شكل و لباس كسي، متوجه كردن مردم بسوي عيب كسي به صورتی كه مردم به او بخندند… چه از باب شوخي و سرگرمي باشد يا جدي، همة اينها در حقيقت مسخره كردن است و گناه محسوب مي شوند. بسی مایه ننگ است كه کسی بر اساس رنگ و روی، نژاد و ملیت، زبان و قومیت خود را بر دیگران برتری دهد، يا اينكه دیگران را خوار و پست بشمرد! آيا نمي انديشد كه اصلا هیچ یک از ما؛ پدر و مادر، رنگ و نژاد، کشور و زادگاه، زبان و قومیت اش را انتخاب نکرده است بلكه همه بر اساس حکمت الهی بدین صورت آفریده شده‌ایم، و در آنچه نقش تقدیر رقم زده، بر قالب ما تحمیل گشته، پس جای فخر یا شرمی در كجا ست؟ همينگونه يكي ديگر از اين گناهان بزرگي كه در اين آيه به آن اشاره شده است اين كه كسي به اسمي يا لقبي صدا زده شود كه او آنرا دوست نداشته باشد و موجب اهانت او گردد. مثلاً كسي را فاسق و يا منافق ناميدن، يا كسي را لنگ، كور و كر خواندن، و يا كسي را به عيبي كه در پدر يا مادر يا خانوادة او باشد ملقب ساختن و بالاخره شخصي و يا قبيله و خانواده‌اي را به اسمي موسوم كردن كه در آن بدگويي و اهانت آنها باشد، كه همه اين موارد را دين مبين اسلام مذموم و ناشايست مي شمارد.

- خود داري از بدگمانی
ترجمه: «ای مؤمنان! از بسیاری گمان‌های بد بپرهیزید که بی‌شک برخی از گمان‌ها، گناه است. و به کنجکاوی و تجسس (در کارهای دیگران) نپردازید و از یکدیگر غیبت نکنید. آیا هیچ ‌یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ بی‌گمان از این کار نفرت دارید. و تقوای الله را پیشه کنید. یقینا الله توبه ‌پذیر مهربان است». (الحجرات: ١٢)

درين آيه، ابتدا اهل ايمان از گمان هاي زياد منع شده اند، علت اش نیز بيان گردیده، اینکه برخي گمان ها گناه مي باشد. گمان گناه اين است كه انسان بدون دليل، دربارة ديگران سوءظن و نظر بد داشته باشد، و يا دربارة كساني كه ظاهر حال شان بر خوبي شان دلالت دارد، بدگماني كند. همچنين اين نيز گناه است كه در قول و فعل كسي احتمال خوبي و بدي يكسان باشد و ما اساس را بر بدگماني گذاشته دربارة او بدبين شويم. كسيكه از الله متعال مي ترسد حتماً اين احتياط را در پيش خواهد گرفت، چون گمان بد گناه است و سرچشمه گناهاني بزرگتری چون تهمت، تجسس و غيبت مي گردد و هرگاه اين عادات بد در ميان مسلمانان عام شد، جنگ، اختلافات و دشمني ها بيشتر مي گردند. بدگماني بزرگترین مانع همكاری های اجتماعی، اتحاد و پیوند دلها است، چون نمی گذارد انسان به دیگری اعتماد كند و پایة همكاری با او را بریزد و با كمك او به حل مشكلات بشتابد. بدبینی سرچشمة دشمني ها و گاهی مایة اصلی جنگ ها می باشد. چه بسیار خانواده‌ها كه بر اثر بدبینی از هم متلاشی شده اند. افراد بدبین غالبا از صفای روح بی بهره اند زیرا همیشه در دل خود مشغول غیبت دیگران اند و از همين رو بعضی از علمای اخلاق، بدگماني را «غیبت قلب»‌ عنوان نموده‌ اند.