استفاده­ی بیش­تر از رفتار به جای گفتار

بهره­گیری از الگوهای تربیتی

پرهیز از اجبار

استفاده از روش­های غیرمستقیم

 

        استفاده­ی بیش­تراز رفتار به جای گفتار

«یا اَیُّها الَّذینَ ءامَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لاتَفعَلون»

ای مومنان چرا می­گویید آن چه را که بدان عمل      نمی­کنید؟

«کُونُوا دُعاه النّاس بِغَیر اَلسِنَتکم»

«دعوت­گر مردم باشید با غیرزبان­هایتان »

نازل­ترین درجه­ی دانش آن است که در حد زبان وگفتار متوقف شود؛ ورفیع­ترین لایه­های دانش آن است که در جوارح و ارکان آدمی ظاهر شود.

اگر به جای بیان وتشریح وتکرار مستمر پیرامون مباحث تربیتی ، خود، عمل­کننده به دین باشیم و به جای اصرار و پافشاری روی محفوظات و اطلاعات سطحی، فرد را در مقام طلب قرار دهیم، دانش­آموز پذیرش بیش­تری نسبت به معلم پیدا می­کند، وخود را به دنبال رفتار دینی خواهد برد.

بنابراین باید زمینه­ی ایمان ومعرفت در فرد فراهم شود تا به دنبال آن آداب رفتار را بیابد. اما اگر به رفتار صرف هم تکیه کنیم ممکن است با معرفت وایمان همراه نباشد ودرنتیجه به جمود منجر شود.

 بهره­گیری از الگوهای تربیتی

یکی ازشیوه­های تربیتی داشتن الگو واسوه است. در قرآن کریم به الگوهایی اشاره شده است که اگر بتوانیم آن­ها را از حالت­های کلیشه­ای خارج سازیم می­توانیم به رفتارهای تربیتی صحّه بگذاریم. البته در زمینه­ی الگوها نباید علاقه­ای کور ایجاد شود تا به دوست­ داشتن صرف بیانجامد لذا بهتر این است که الگوهای زنده و نزدیک­تر را همراه با جنبه­های منفی ومثبت معرفی کنیم تا دانش­آموزان، ایده­آل­ها را دست­یافتنی بیابند و درعین­حال سلسله مراتب را درک کنند.

مسلم است در این میان نقش معلم به عنوان الگویی مهم، اهمیت بیش­تری دارد اگر معلمان ما، درسطح وسیع تربیت دینی داشته باشند و تمام گفتار و رفتارشان بر معیارهای شناخته شده منطبق باشد مسلماً می­توان گفت که تربیت دینی اتفاق افتاده است.

"معلم خوب بیش از نیاز به اعتقاد شخصی، به ویژگی­های یک معلم خوب نیاز دارد. معلمان برای این که بتوانند با اعتقادات گوناگون بدون پیش­داوری مواجه شوند، باید از حلقه­ی اعتقادات شخصی خارج گردند. لذا به دانش و فهم عقاید گوناگون و تخصص در هر یک از موضوعات نیازمندند." (مایری لویت)

درعرصه­ی آموزش به متخصصان تعلیم و تربیت نیاز است؛ معلمانی که علاوه بر تخصص در آموزه­های وحیانی، به امور فلسفی و دیدگاه­های مختلف مکتب­ها آشنایی داشته باشند و از نظر رفتاری نیز بهترین اسوه و الگو باشند. بنابراین معلمین دینی باید فکورترین وفهیم­ترین معلمان، هم از نظر قدرت تفکر و هم از نظر کثرت معلومات باشند. نه تنها تخصص علمی نیاز ضروری یک معلم است، بلکه او باید از نظر اخلاق از پیامبر(ص) الگو بگیرد؛ چرا که ایشان رحمه للعالمین، حریص برای نجات امت خویش، صبور  و شکیبا، رئوف و مهربان است.

هنر یک معلم دانا وباتجربه دراین نیست که دائماً در پی تزریق وتحمیل اطلاعات، داده­ها و دانسته­های علمی به        دانش­آموزان باشد بلکه هنر او ایجاد عشق به دانستن، کشف کردن وخلق کردن در فراگیر و پرورش و تربیت صحیح و منطبق نمودن شخصیت دانش­آموز به آن اطلاعات و  داده­هاست.

پرهیز از اجبار

باید توجه داشت که آگاهی دینی امری قلبی است و نمی­توان آن را به کسی تحمیل کرد.

اِنَّما اَنتَ مُذَکِّر لَستَ عَلیهِم بِمُسیطِر.

ای پیامبر تو در حقیقت یادآوری می­کنی و تذکر       می­دهی و بر آنان سیطره نداری و اجبار نمی­کنی.

 باید تعصب، اعتقاد کورکورانه و دید محدود از ذهن دانش­آموز رخت بربندد. باید دانش­آموز را در رویارویی با  بحث­ها واستدلال­های علمی و به طور کلی مطالبی که به دین مربوط می­شود آزاد گذاشت.

«فَبَشِّرعِبادی الَّذینَ یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعُونَ اَحسَنَه»

پس به بندگان من مژده بده، بندگانی که سخن را       می­شنوند و در نهایت از بهترین آن پیروی می­نمایند. 

باید دیدگاه­های مختلف ارائه شود و دانش­آموز با دیدگاه­های مختلف آشنا باشد تا بتواند به انتخاب اصلح برسد.

لازم است شکل تعلیم دین از حالت تلقینی محض و یک­سو بودن خارج شود و با عرضه­ی دیدگاه­های گوناگون و نقد آن به شیوه­های دیگرِ قابل­بررسی تغییر یابد و تنظیم شود. و بر اساس مصالح زمان و به روز ارائه گردد.

 

استفاده از روش­های غیرمستقیم

در صورتی که آموزه­های دین با وسعت­نظر و به شکل­های جذاب مثل برگزاری اردوها، نمایش فیلم، داستان و برگزاری کلاس­های آزاد و جلسات نقد و گفتگو و پرسش و پاسخ عرضه شود و در آن­ها انگیزه­ی شوق و عشق ایجاد شود، می­توانیم به اهداف تربیتی نایل شویم.

در این روش می­توان محیطی برای دانش­آموزان در کلاس جهت بحث و گفت­وگو ایجاد کرد و در موضوع مربوط به درس زمینه­ی طرح دیدگاه­های مختلف را فراهم نموده ونهایتاً آن دیدگاه­ها توسط معلم، واقع­بینانه توضیح داده شود. تا دیدگاه صحیح و معقولانه انتخاب گردد. دراین صورت، دیگر بر موضوعات کلیشه­ای و تکراری، ارزشیابی، نمره­دادن و قبولی در دانشگاه و محفوظات تکیه نمی­شود و اصل بر تأثیرگذاری و اصلاح آگاهی و شناخت و اخلاق و رفتار و در کل شخصیت معنوی دانش­آموز است. 

منابع:

مجموعه مقالات تعلیم و تربیت دینی؛ ترجمه­ی      شهاب­الدین مشایخی­راد، پژوهشکده­ی حوزه و دانشگاه.

مجله­ی آموزش معارف اسلامی؛ فصلنامه­ی آموزشی، تحلیلی و اطلاع­رسانی  شماره­ی 1

گروه معارف استان کردستان