مراتب نفس
موضوع:
مراتب نفس
نفس مراتبی دارد:
1-اماره:
"اِنّ النّفسَ لَاَمّاَرهُ بِالسّوءِ اِلّا مارَحَم رَبّی" و همانا نفس مرا به بدی دستور می دهد مگر اینکه پروردگار من رحم کند.در این مرتبه نفس هنوز خوی حیوانی دارد،به جان مردم می افتد،غیبت آنها را می کند،از آنها عیب جویی می کند،به دشمنی با آنها برمی خیزد،از چشمه هوی و هوس و می نوشد جز خوردن،خوابیدن و کام رانی نمودن چیزی نمی داند.خداوند می فرماید:"ذَرهَم یَاًکلوا و یَتَمّتعوا وَیلَهِهِمُ الَاَمُل فَسَوَف یَعلمَون"آنها را رها کن بخورند و بهره ببرند و آرزوها،آنها را سرگرم کند به زودی می دانند.(تذکر:به دنیا خوش بودن از اخلاق منافقان است و از دنیا لذت بردن از اخلاق کافران و در دنیا غوطه ور شدن از اخلاق تباه کاران است.)حاصل اینکه:صاحب نفس اماره صورت انسانی و سیره شیطانی دارد و این مرتبه از نفس مرکز فسادها و شرها و فتنه ها است.از این رو اگر کسی با او مخالفت کند جایگاه او بهشت است."و اَمّا مَن خاف مَقَامَ رَبَّه وَ نَهَی النَّفس عَنِ الهَوی فَاِّن الجِّنه هِیَ المَاوی"اگر کسی که از منزلت پروردگارش بترسد و نفس خود را از هوسها باز دارد همانا بهشت جایگاه اوست.
2-نفس مکاره:
این نفس نیروی اماره را ندارد اما پیوسته در کمین است تا به مراد خود دست یابد،کار او مکروخدعه است،به عبارت دیگر به اعمال نفسانی لباس طاعت می پوشاند مثلاً وقتی عارفی در حال مجاهدت است و عمیقاً در خود فرو رفته و سعی دارد خاطر خود را جمع نماید و از تفرقه خاطر جدا شود،به عبارت دیگر سعی دارد تمام همت خویش را متوجه حق کند و از ما سوی دل بکند و از تفرقه خاطر دست بردارد،نفس مکاره عبادتی به او پیشنهاد می دهد و می گوید:این عبادت بهتر از جمعیت خاطر است،ممکن است در گفتار خود صادق باشد ولی کار او مکر است.یعنی میخواهد خاطر این عارف را پراکنده کند و دوباره او را متوجه غیر حق کند .علت اینکه عرفا میگویند:سالک طریق حق و مریدان راه حقیقت نیاز به پیر و مراد دارند این است که پیرو خضر منازل راه را می شناسد و کمین گاه نفس دغلکار و حیله گر را می دانند،از اینرو حالات مریدان را جستجو می کنند و آنچه با حال آنها سازگار است و آنها را زودتر به مقصد می رساند به آنها دستور می دهند.
3-نفس سحّاره:
این مرتبه از نفس به معصیت و گناه دست نمی زند و به نافرمانی دستور نمی دهد بلکه به اطاعت و فرمانبرداری دستور می دهد اما انسان پیروز بر نفس اماره را سحر می کند تا دوباره او را بوسیله نفس اماره به زمین بزند،این نفس در اطراف اهل حقیقت میگردد و وقتی می بیند انسان سالک انواع عبادت و اطاعت را انجام می دهد به او می گوید:به خودت رحم کن این نفس بر تو حقی دارد و در نتیجه او را مقداری سست و وسوسه می کند تا مقداری به خودش برسد،در این صورت است که دوباره نفس اماره بر می گرددیا اینکه به انسان دستور طاعت می دهد ولی از این طاعت رنگی می سازد و سالک را به عجب خودپسندی گرفتار می کند،مثلاً به او میگوید:تو از انسانهای حرام خور و انسانهایی که عبادت نمی کنند بهتری،سالک هم این سخن را باور می کند و در نتیجه به خود با چشم تعظیم و به دیگران با چشم حقارت می نگرد تا هلاک شود.
4-نفس لوامه:
این نفس صاحب خود را سرزنش می کند.به عبارت دیگر ملامتگری می کند و آدمی را در ارتکاب هر بدی سرزنش می کند،از این رو خداوند به آنها قسم خورده است "و لا اُقسِمُ بِالنِّفس الَلّوامَه"
5-نفس راضیه:
صاحب این نفس از حق خود راضی و هیچ اعتراضی به آنچه بر او می رود ندارد.
6-نفس مرضیه:
مرتبه ای که معشوق از او راضی شده و او را پسندیده،به عبارت دیگر تمامی اعمال،گفتار و حالات او مورد رضایت حضرت حق است.
7-نفس مطمئنه:
مرتبه ای که در آن تمام اضطرابات نفس فرو نشسته و دیگر طوفان و وسوسه،شک،شهوت،خشم،حسرت،غم و شادی در آن نمی وزدو جدالی در آن رخ نمی دهد،آرامش بر آن حاکم است و هیچ سحری در او اثر ندارد."یا ایَّتُها النَّفسُ المُطَمئِنّه اِرجِعی اِلی رَبَّک راضیَّته مَرضّیه فَادخُلی فِی عِبادِی وَ ادخُلی جَنَّتی"ای نفس که به مرتبه آرامش رسیده ای به سوی پروردگارت باز گرد در حالی که از حق خشنودی و حق هم از تو خشنود است پس در میان بندگان خاص من درآی و پای به بهشت لقاء گذار.نفسی که آرامش دارد،یا معصوم است اگر از انبیاء و اوصیاء باشد و یا در رعایت و حفاظت است،یعنی از او حمایت و پاسداری و حفاظت می شود اگر از اولیاء باشد تا اضطرابی در او پدید نیابد،اگر یک لحظه بند عصمت یا حفاظت از او بریده شود از این نفس همان انتظار می رود که از فرعون مشاهده می شود.
گردآورنده:لیلا ملکی
دبیر: دین و زندگی
دبیرستان میثاق
سال تحصیلی92/91.