بسم الله الرحمن الرحیم

 

مقاله علمی پیرامون نقش دین     در آرامش روان

 

کار گروه معارف شهرستان بانه

 

در سال تحصیلی :91-90

 

نقش دین در آرامش روان …

<< الا بذکر الله تطمئن القلوب ، با یاد خداست که دل ها آرام می گیرد . >>

اصولا زنگی دنیای کنونی روی مادیات استوار گردیده است هر جابنگر ی روح مادیات کالبد مردم را احاطه کرده و بیشتر صحبت ها از جمع آوری مال است و عده ای بسیار دیوانه وار به مادیات مجذوب گشته و خواب و استراحت را از خود سلب نموده اند . راستی این همه تزلزل روحی ، رنج و مشقت ، تشویش و نگرانی و غرق شدن در دریای پریشانی برای چیست ؟

آیا طریق رسیدن به آرامش وزندگی آسوده و کانونی گرم و پر محبت احتیاج به وسایل مدرن کنونی؛ ساختمان های مجلل و فرش های گرانبها و غذا های لذیذ است یا طریقی دیگر نیز وجود دارد ؟

خداوند سبحان ، 15 قرن پیش از عصر اتم و بالاتر از آن را هم در نظر گرفته و می فرماید : شما در تمام اقطار جهان می توانید به پرواز در آمده و همه جا را مورد جستجو قرار دهید اما هر جا قدم گزارید و به هر سو که رهسپار شوید ملک و سلطنت خداست !

( الرحمن 32 )

درمان ناراحتیهای انسانی و آرامش روان تنها با داشتن یک نیروی نهانی و اعتقاد به یک مبداء حقیقی است که می تواند بر مشکلات زندگی  دست یابد تنها آن نیرو و قدرت است که می تواند بر تشویش و نگرانی ، اضطراب و عدم اطمینان آدمی فایق آید .

 اگر بخواهیم این نیروی عظیم رو به دست آوریم جز با تربیت اخلاقی و تزکیه نفس و رعایت اصول و دستورات دینی و خدا پرستی به دست نمی آید ، نیروی ایمان و خداپرستی می تواند بر تمام مشکلات روحی و دغدغه های زندگی چیره و غالب شود ، همین است که در جوامع اسلامی ، مسلمانان کمتر دچارامراض روانی و مشکلات اجتماعی هستند ، یک فرد بی اعتقاد به دین ، زندگی را در همین دنیا خلاصه می کند. پس  شعار او غیر از این نمی تواند باشد ( تا زنده ای بکوش و در رفاه باش و آنچه را می خواهی و به هر قیمتی در این دنیا به دست آور و از زرق و برق و زیبایها نهایت استفاده را ببر )

اما برای یک فرد معتقد به دین زرق و برق امتحانی پیش نیست که خداوند در سوره کهف در این باره می فرماید : ما آنچه در زمین جلوه گر است زینت و آرامش ملک و زمین قرار دادیم تا مردم را با آن امتحان کنیم که کدامیک در طاعت خداعملشان نیکوتر خواهد بود ، آدمی دارای دو قوه است : جسم و روح . نیروی ، جسم در غذا ها و مادیات است و نیروی روح در ایمان است و آن ایمان حقیقی است که الهی باشد و ایمان الهی برای این است که بشریت را به سوی برادری ، برابری ؛حقیقت ، صفا ، دوستی و خدا پرستی راهنمایی گرداند .

امروزه بشر دچار الام روحی و اضطرابها و نگرانیها و افسردگی هاست و برای دردهای جسمی هزاران گونه داروی متنوع ساخته انداما برای آلام روحی چه ساخته اند ، داروهای موقت که فقط بر جسم اثر می گذارد نه بر روان ، برای آرامش خاطر بشریت ، دارویی موثرتری از ایمان راسخ و پرستش خدای سبحان وجود ندارد ، این اعتقاد روانشناسان عصر حاضر است .

افراد با ایمان در برابر مشکلات ، چون معتقد به قدرت مافوق انسانی هستند ، امید وارترند و این امیدواری و تفکر مثبت به آنها کمک خواهد کرد نگرانیهای خود را تخفیف دهند .

ویلیام جیمز میگوید : ایمان یکی از قوای است که بشر بمدد آن زندگی می کند ، فقدان کامل آن در حکم سقوط بشریت است .

( قران در سوره حج – 31 ) می فرماید کسانی که به خدا اعتماد نداشته و قلبشان خالی از موهبت الهی باشد در چنگال ناراحتی های گیتی زبون و بیچاره در افتند و قهر طبیعت وجودشان را پژمرده کرده ، باد صر صر روزگار آنها را هر گوشه ای با خود خواهد برد و ملجاء و پناهی ندارند .

فروید پدر روانشناسی می گوید ((مذهب نیروی عظیمی است که قوی ترین احساسات بشر را در اختیار دارد )).

مولمز معتقد است که هر قدر معلومات بشری زیاد تر شود ، شکاف بین علم و مذهب تنگ تر می گردد و فهم درست علوم امکان ایمان به خدا را بیشتر می کند .

( سانتایا میگوید : دین پیشاپیش علم حرکت می کند و مانع آن نیست )

در یکی از مجلات ویژه روان پزشکی در باره ی بهداشت روانی و مذهب چنین آمده است :  در مدارکی که دکتر ویل برایم فرستاده بود ، مطالبی درباره نفوذ اسلام در بهداشت روانی نیز داشت : کمتر مذهبی می توان یافت که مانند اسلام توانسته باشد به این کمال انسان را در اختیار گرفته باشد و بی شک این عامل در اسلام بیشتر از اعترافات مسیحیت صادق است . زیرا ماکاتولیک ها در جریان اعترافات به مسایل غیرقابل حل بر می خوریم که در اسلام آنها حل شده است .

هیجانات از نوع احساسات زود گذر یا ممتد خلقی هستند ، هنگامی که یک تغییر ناگهانی و ناراحت کننده ای بر خلاف تمایلات موجودی رخ دهد و یا حوادثی در خارج مخالف خواسته های انسانی به وجود آید ، هیجان و ناراحتی به وجود می آید ، هیجان باعث تند شدن ضربان قلب لرزش اندامها دلهره و انقباضات ماهیجه ای؛ عدم تعادل حرارتی و پوستی می گردد . و این به نوبه خود روی سلسله اعصاب تاثیر خواهد گذاشت و در حد شدید آن لکنت زبان ، رنگ پریدگی و فراموشی و حتی بیهوشی را موجب خواهد شد ، در اینجا ، اگر روزنه امیدی در کار نباشد به ناراحتی

یکی از اعضا تمام خواهد شد ، آنجا که خداوند به موسی دستور داد که به طرف فرعون برو و او را به خدا دعوت کن . از شدت هیجان موسی به خدا عرضه داشت : قال رب اشرح صدری و یسرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهو اقولی : پروردگارا سینه ام را بگشای که از جفا و آزار مردم دلتنگ نشوم و کارمرا آسان گردان ، گره از زبانم بگشا تا مردم گفتارم را درک کنند .

برای مبارزه با هیجان و آلام روحی بشر به راه های گوناگونی پناه می برد از جمله انکار ، خیال بافی ، جبران ، تلافی کردن ، تغییر دادن یا جا به جا کردن ، همانند سازی ، درون افکنی ، خود فریبی ، توبه و عذر خواهی .

 توبه یکی از پر بها ترین و ارزنده ترین عکس العمل های دفاعی انسانی است زیرا مواقعی که شخص متوجه شد افکار – کردار یا عملش زشت و نا پسند بود .

احساس شرم ، حقارت و نا رضایتی می کند و برای رفع ناراحتی و شرم و حیا دست به توبه می زند و می داند که توبه و عذر خواهی پذیرفته میشود (( و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفوا عن السیئات و یعلم ما تفعلون ))

(( و اوست خدایی که توبه بندگانش را می پذیرد و گناهانشان را می بخشد و هرچه می کنید می داند ))

مطلب بعدی که در درمان خود خوری و غم و انده موثر است اعتقاد به تقدیر است ، اعتقاد به تقدیر باعث شادمانی روح و آرامش آن خواهد شد ممکن است کسی از چهره زشت یا تاسی موی سر یا لنگی یا فلجی یکی از اعضاءبنالد این افراد از موضوع رنج برده ومرتبا درنگرانی به سر می برند .وخود خوری ورنج رادر خود پرورش می دهند که سرانجام به بیماری عضوی مبتلا خواهند شد در اینجا بهترین مسکن روح  قبول کردن صفات فوق است به این ترتیب که آیا مثلا افراد کوتاه قد نمی تواند ازدواج کند یا نمی تواند غذا هضم یا افراد تاس نمی تواند متفکر باشد یا مخترع باشد وسرانجام برای آرامش روان باید گفت هرچه راپیش آید خوش آید وگردن به تقدیر الهی دادکه می فرماید .

(( بگو ای پیامبر بار پروردگار : ای پادشاه ملک هستی تو هر که را خواهی ملک و سلطنت بخشی و از هر که خواهی بگیری وبه هر که خواهی عزت و اقتدار بخشی وهر که را خواهی خوار گردانی ، هر خیر ونیکویی به دست تواست وتنهاتوبرهرچیز توانایی . ))

آدم مضطرب و نگران وافسرده و بطور کلی کسانی که دچار اختلالات شخصیتی و خلقی هستند برای رهایی از وضعیت بغرنج وجودی خودشان گاها به الکل و مواد مخدر پناه می برند که برای رهایی از رنج روانی خود به رنج جسمانی دچار می کنند واین طریق نه تنها از رنج روانی آنان نخواهد کاست بلکه در نتیجه افزایش بیماری هایی چون : بیماری های عصبی و قلبی ، نارسایی خونی ، بیماری های عفونی ، کاهش شدید فعالیت جنسی ، سرطان ، سکته  وزخم معده و جمع شدن چربی در نواحی شکم ؛ اختلال در تکلم وضایع شدن عقل و تفکر؛ هذیان های مختلف که در اثر مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر به وجود می آید ، صد چندان بر ناراحتی روانی آنان خواهد افزود .

معمولا کسانی اقدام به درمان اعتیاد و الکل می کنند که بنظر می رسد داروهای موثر بر اعتیاد کارایی چندانی ندارند و هرگز طبابت جدید از این حیث نتوانسته  است این مشکل را به صورت جدی حل نماید اما در جایی که مذهب وخصوصا اسلام حاکمیت دارد ، اولا تعداد معتادین کم است . در ثانی به حکم خداوند سبحان چون حرام گردیده لذا افراد سود جو نمی توانند در انسان های متدین کمترین نفوذی داشته باشند و در طول تاریخ بشریت فقط یک بار شاهد برجوردی موفق با اعتیاد و مشروبات الکلی شده است و آن هم در صدر اسلام که اثرات آن به جوامع امروزی رسیده است . این برخوردنه از طریق پی ریزی موسسات رسیدگی به اعتیاد و نه با وضع قوانین محکم و نافذ که نفوس ضعیف را وادار به اطاعت کند .خیر . مواجه به هیچ کدام از این اشکال نبوده است زیرا این مشکل بسیار پیچیده تر وریشه دارتر از آن که بصورت سطحی با آن برخورد شود . نمونه و مهمترین تجربه ای که در این زمینه بعمل آمد ، مبارزه ای بود که ایالات متحده آمریکا در سال 1919 قانونی را تصویب کرد که به موجب آن ساخت وخرید وفروش ونگهداری و صادرات  وواردات مشروبات الکلی را ممنوع کرد و دولت امکانات وسیعی را برای اجرای این امر قرارداد وحدود60میلیون دلار صرف امور تبلیغاتی کرد که تقریبا 10 میلیون صفحه مقاله وکتاب در این رابطه نوشته شد ودر مجموع 250 میلیون لیره استرلیگ صرف اجرای این قانون شد . نتیجه ای که پس از 14 سال عاید شد این بود که انتشار هزاران سالن مشروب خواری مخفی به چند برابر شدن مشروب خواران به زندانی شدن ، نیم میلیون نفر به دلیل مخالفت با این قانون اعدام ، 200 نفر گسترش بیماری های ناشی از شراب خواری و مرگ 7500 نفر، بیماری 11000 نفر فقط در 1 سال ، افزایش آمار جنایات منجر به قتل به میزان 300% . این قانون در سال 1933 به دلیل مواجه شدن با شکست ، لغو گردید.

 اما برخورد اسلام و دین با این معضل چگونه بود که در مدت کوتاهی شراب خواری را تقریبا در جامعه ی اسلامی ریشه کن کرد.

واین کار عظیمی بود زیرا شراب خواری به حدی در میان اعراب جاهلیت گسترش داشت ومحبوب بود که در وصف مجالس آن شعرها می گفتند وتا حد پرستش آن را می پرستیدند وحتی داروی درد ها می نامیدند برخورد قرآن با شراب خواری ریشه ای بود و اساسا به معالجه  نفوس بشری پرداخت ودر این راستا ابتدا این نفوس را از عقاید و تصورات وارزش ها و موازین جاهلیت تخلیه و سپس در قلوب آنها دین فطرت وعقیده توحید را کاشت وبه همین دلیل این نفوس آمادگی یافتند تا در برابر دستورات الهی سر تعظیم فرود آورده وبه فرا مین وی گردن نهند.سپس قرآن در طی چهار مرحله به معالجه مشکل پرداخت.

در مرحله اول : شرابهای شیرین را در مقابل زرق حلال قرار داد که گوئی شیرینی یک روزی نیکونیست.

مرحله دوم:حضرت عمر بن خطاب در مقام دعا چنین فرمود:خدایا تقاضا داریم که از تو توضیح وتبین بیشتری درباره خمر دریافت کنیم،که در پاسخ آیه شریفه 219 بقره نازل شد که زیان گناه شراب را بیش از سود آن برشمرد و آن دو را گناه بزرگی نامید(شراب و قمار)

     مرحله سوم:مسلمانان در حال مستی از خواندن نماز منع شدند. تا بدانند چه می گویند و چه می کنند.

مرحله چهارم :پلیدگشت و از عمل شیطان بر شمرده شد و دستور صریح داده شد که از آن دوری کنند تا رستگار شوند.

قرآن آمادگی و تزکیه در پیروان خویش فراهم نموده بود.پاسخ مسلمانان به این حکم (مائده 92-90) این بود که دیگر نمی نوشیم.و با نزول آیه شریفه هر که شرابی در دهان داشت بر زمین ریخت و هر که جامی در دست داشت آن را شکست و کوزه های شراب در کوچه ها و خیابان ها ریخته شد و بدین ترتیب بود که جامعه ای به فرامین شریعت گردن نهاد،واز این آلودگی پاک گردید.اکنون نیز برای مبارزه با این بلای قرن هیچ راهی جز پناه بردن به مذهب و گردن نهادن به دستورات الهی وجود ندارد . و به راستی هر کجا که دین و مذهب کم رنگ است ، بلاهای اجتماعی نیز بیشتر است . زیرا یک فرد ماتریالیست چنین می اندیشد : هستی ما از دو طرف به (( عدم )) و خاموشی مطلق )) پیوسته است ، پیش از آنکه در این زندگی گام بگذاریم چیزی جز یک مشت مواد آلی و معدنی پراکنده نیودیم و سرنوشت ما در آینده بهتر از این نخواهد بود . زیرا پس از مرگ ، وجود تکامل یافته ی ما مغز توانا و افکار درخشان ، عواطف عالی و احساسات گرم و سوزان ما که همچون حباب های زیبایی روی دریای زندگی می لغزد و پیش می روند و رنگین کمان خورشید هستی را روی خود ترسیم می کنند .همه و همه محو و نابود می گردند ، پس از آن ما چه می ماند ؟ هیچ ! آری ، هیچ و فقط مشتی خاک و گاز های پراکنده در فضا.

اما انسان متدین ، وجود خود را از دو طرف به ابدیت پیوسته است و هدف از خلقت خود را تکامل می داند و این است معنی زندگی و آرامش روح و روان

 

 

منابع :

ü              آرامش روانی و مذهب: دکتر صالحی

ü              طب در قرآن: دکتر عبد الحمید دیاب

ü              نگرانیها و نا امیدیها: جعفر امامی

ü              طب الصادق : امید صادقی تهرانی